|
خداحافظ عزیزان از تمام عزیزانی که به من سر زدن خیلییییییییییی متشکر از این به بعد در این سایت اپ نمی کنم......
ادرس وبلاگ جدیدم:
سخت است اما می شود درنقش یک عاقل روم + نوشته شده در Thu 18 Sep 2008 2:39 PM توسط حسين |
پل اميلي پل اميلي پلي كوچك، سرپوشيده و تاريخي در منطقه (استو) در (ورمونت) است كه خيليها سعي ميكنند شبها از آن عبور نكنند. ميگويند روحي به نام (اميلي) اين پل را به تسخير خود درآورده است. كار اين روح فقط اين نيست كه درون اتاقك پل ظاهر شود و خود را به زندگان نشان بدهد بلكه او روحي ترسناك است و كارهاي وحشتآوري انجام ميدهد. بهطور مثال اتومبيلها را به شدت تكان ميدهد و صورت قربانيان خود را با ناخنهاي نامرئياش ميخراشد. 150 سال است كه اسبها و اتومبيلهايي كه از اين پل ميگذرند خراشيده ميشوند. مردم صداي زني را ميشنوند و هيكل روح مانندي را ميبينند و شاهد ظهور نورهاي عجيبي ميشوند ولي در عكسهاي گرفته شده از پل اميلي چيزي جز نورهاي گوي مانند (اورب) ديده نميشود. داستانهاي متفاوتي درباره پل اميلي برسر زبانهاست. از دختر عاشقي كه 150 سال پيش بهخاطر محبوبش خود را بر روي پل حلقآويز كرد تا زني كه در دهه 1970 براي ترساندن بچههايش اين افسانه را سرهم كرد. ولي موسسه تحقيقاتي ماوراءالطبيعه آمريكا پس از بررسي اين پل زيبا با دستگاههاي پيشرفته به اين نتيجه رسيد كه داستانهاي ارواح مردم چندان هم بيربط نيستند و درون پل مسلما در تسخير يك يا چند روح ميباشد. روحي كه صداي كشيده شدن ناخنهايش بر روي ديوارهاي چوبي اتاقك روي پل، تن انسان را به رعشه وا ميدارد. + نوشته شده در Sun 7 Sep 2008 3:22 PM توسط حسين |
+ نوشته شده در Sat 9 Aug 2008 11:7 AM توسط حسين |
کوئین مری البته كشتي كويين مري يك خانه نيست ولي درست مثل خيلي از خانههاي قديمي به تسخير ارواح درآمده است. كوئين مري كه زماني يك كشتي اقيانوس پيماي لوكس و مجلل بود، بعد از اينكه روزهاي اقيانوسنوردي خود را پشتسر گذاشت، در سال 1967 توسط فردي از اهالي كاليفرنيا خريداري شده و به يك هتل تبديل شد. پرروحترين نقطه كوئين مري موتورخانه آن است. جايي كه پسرك 17 سالهاي در آن طعمه آتش شد و جان خود را از دست داد. مردم بسياري ميگويند صداي ضربه خوردن به لولهها و درهاي كابينهاي ا ين كشتي را با گوش خود شنيدهاند. در جايي از كشتي كه درحال حاضر سالن لابي هتل ميباشد بارها بانويي سپيدپوش ديده شده است و اشباح چندين كودك، استخر كشتي را به تسخير خود درآوردهاند. روح دختر كوچولويي كه گفته ميشود گردنش در يك حادثه در استخر شكست هنوز هم مادر و عروسكش را ميخواهد. راهروي رختكن استخر، منطقهاي پر از اتفاقات غير قابل توضيح است. مبلمانها بيدليل از جاي خود حركت ميكنند، مردم احساس ميكنند دستاني نامرئي آنها را لمس مينمايند و روحهاي ناشناسي ظاهر ميشوند. در دماغه كشتي هرازگاهي ميتوان صداي جيغ يك روح را شنيد. جيغي توام با درد كه ميگويند صداي ملوانی است که در زمان تصادف کشتی کشته شد. + نوشته شده در Tue 8 Jul 2008 11:10 AM توسط حسين |
راستی ۱۲ خرداد تولد زهرا جون هست... من از همین جا به زهرا جون تبریک می گم.... این هم وبلاگ زهرا جون:www.zahrakhanomegol.blogfa.com + نوشته شده در Mon 2 Jun 2008 9:13 AM توسط حسين |
|